جمعى از نويسندگان
365
مجموعه مقالات برگزيده كنگره بزرگداشت آيت الله سيد على آقا قاضى (ره) (فارسى)
نكته قابل توجه در اين تعريف آن است كه ، حضرت علامه اخلاق را ملكه نفسانى و ثابت وجودى و ذاتى انسان مىداند و تمامى افعال و اعمال عينى و خارجى آدميان ، از ملكات و هيئات نفسانى ريشه مى گيرند و شخصيت ساز و شخصيت پردازند كه افعال تجلى احوال و شخصيت آدمى هستند . و مسئله تجسم اعمال و حتى رويت ذره ذره افعال و اتحاد عمل و عامل و معمول قاعده بسيار مهمى در تبيين اخلاق ، مفاهيم و گزاره هاى اخلاقى است . قرآن كريم چه زيبا مى فرمايد : « قُلْ كُلٌّ يعْمَلُ عَلىَ شَاكلَتِهِ . . . » ( الاسرا / 84 ) ، كه آنكه به شهود و مكاشفه رسيده به برهان لمى درون را مى بيند و اعمال را و آنكه به تفكر و انديشه ناب عقلى رسيد به برهان آنى برهان را ديده و عكس درون قرار مىدهد كه اين حاكى و ظهور آن ديگرى است و به هر حال پيوند درون و برون از دو جانب قابل درك و دريافت است . ( رمضانى ، 1387 ، صص 75 - 76 ) ، و در اين جاست كه اخلاق و عرفان با هم منطبق مى شوند و به انسان معارفى را هديه مى دهند كه او را تا اوج معرفت الهى پيش مى برد و در حديث معتبر است كه مى فرمايد « بعثت لاتمم مكارم الاخلاق » ( مجمع البيان ، ذيل آيه 4 سوره قلم ) كه نتيجه اش « فَكانَ قابَ قَوْسَينِ أَوْ أَدْنى » ( النجم / 9 ) است . و عرفان در تداوم اخلاق اين گونه است . البته معنا و چيستى اخلاق و عرفان آنقدر مفصل است كه شايد نه تنها نياز به مقاله اى مجزا باشد بلكه نياز به همايش و كنگره اى مفصل و مفسَّر دارد . اما با توجه به آنچه كه به اختصار در تعريف اخلاق و عرفان گذشت ، اينكه تاثيرات استاد علامه قاضى بر علامه طباطبايى در مسائل اخلاقى و عرفانى چگونه بوده ؟ و اساسا بازتاب اين تاثيرات در تفسير الميزان به چه اندازه انعكاس يافته است ؟ مسائلى هستند كه در ادامه به آنها خواهيم پرداخت . علامه طباطبايى در برخى مواقع بنا به افتضائاتى عرض ارادت و دلبستگى و وابستگى خود را به استاد خاص خود علامه قاضى ابراز نموده اند چنان كه پيشتر گذشت . اما اينكه به طور خاص و مفصل در آثار و يا تاليفات خود از علامه قاضى توضيح و تعريف و تمجيدى به عمل آورده باشند موجود نيست . البته اين مطلب هيچ از دلباختگى و دلبستگى و عرض ارادت خاص ايشان نسبت به آية الله قاضى كم نمى كند . چنان كه نشانه هايى دال بر صفا و صميميت و عرض ارادت خاص ايشان نسبت به آية الله قاضى موجود است . همين كه نام استاد را فقط بر ايشان به طور خاص اطلاق مى كرده اند و يا جمله معروف ايشان درباره علامه قاضى كه مى فرمودند « ما هرچه داريم از قاضى داريم » دليلى بر اين مدعا است . البته